display result search
«شبشروه» همزمان با سالگرد درگذشت زندهیاد جهانبخش كردیزاده، شروهخوان و نوحهخوان نامآشنای بوشهری، در سالن سینما صدف جزیره خارگ برگزار شد؛ شبی كه با مثنویخوانی از اشعار مولانا آغاز شد و در ادامه، صدای شروهخوانان جنوب، یاد یكی از ماندگارترین چهرههای این عرصه را زنده كرد.
آیین «شبشروه» با اجرای دكتر شاهین بهرامنژاد، مجری و كارشناس فرهنگ عامه، در سالن سینما صدف جزیره خارگ برگزار شد. ناخدا علی ستوده، عبدالرسول حسینی و محسن سناسیری از شروهخوانان برجسته جنوب به شروهخوانی پرداختند و سید عبدالحمید هاشمی با نوازندگی نی آنان را همراهی كرد.
برنامه با مثنویخوانی از اشعار مولانا آغاز شد. دكتر بهرامنژاد شروه را اینگونه توصیف كرد:
«شروه مثل آهیست كه از جگرِ نمكخوردهٔ جنوب برمیخیزد؛ بُنگِ بلندی بیتكلف و بیساز، كه انگار مردی تهِ سكوتِ شب، رو به باد دریا، دوبیتیِ جدایی را دستبهسینه میسپارد به آسمان.»
پشتوانه ادبی شروه
بخش مهمی از هویت شروه در پیوند با شعر و دوبیتیهای شاعران نامآشنای جنوب شكل گرفته است؛ شاعرانی چون فایز، مفتون، نادم، باكی و كوهی كه اشعارشان در حافظه شفاهی مردم جنوب جایگاهی ماندگار یافته است. هر یك از شروهخوانان در بخش نخست برنامه حدود ده دقیقه و با سبك خاص خود به اجرا پرداختند.
گردهها؛ شیوههای گوناگون شروهخوانی
مجری برنامه درباره «گرده»ها توضیح داد كه شروه به شیوههای متفاوتی خوانده میشود؛ گردهها گاه نام مكان دارند (دشتیاتی، دشتستانی، شبانكارهای، شُنبهای، چاهكوتاهی)، گاه نام قوم (حاجیونی، جتكی، زنگی) و گاه نام صاحب سبك (عامَسین، علی كلسین، كل كَرَم، زنگویی، نجاتی، بخشی، شریفیان).
در ادامه هر شروهخوان یك گرده منحصربهفرد اجرا كرد:
گرده بخشی از ناخدا علی ستوده، با یادكردی از جهانبخش كردیزاده، شروهخوان فقید بوشهری كه در 41 سالگی درگذشت.
گرده پولاد از محسن سناسیری، به یاد پولاد اسماعیلی، شروهخوان پیشكسوت دیار دشتی.
گرده دشتیاتی به سبك عامسین از عبدالرسول حسینی، با یادكردی از محمدحسین قایدی، شروهخوان نامآشنای دیار دشتی.
معرفی دو كتاب درباره شروه
دكتر بهرامنژاد دو كتاب «آینه شروهسرایی» اثر زندهیاد دكتر حمیدی و «شروهسرایی در جنوب ایران» اثر زندهیاد علی باباچاهی را معرفی كرد و بر اهمیت ثبت و شناخت این میراث تأكید كرد.
«دومندویی»؛ اوج شروه
در آیین شروهخوانی، وقتی شروهخوانان هر كدام یك دوبیتی میخوانند و رشته را به شروهخوان كناری میسپارند، بدهبستانی شكل میگیرد كه به آن «دومندویی» میگویند. بهرامنژاد دومندویی را اوج شروه دانست؛ جایی كه شروهخوان تا سرحد توان از حنجرهاش مایه میگذارد و میتوان آن را نوعی هماوردی میان شروهخوانان دانست.
این آیین در نهایت با اجرای دومندویی گوشنواز به پایان رسید و با استقبال خوب تماشاگران و مردم جزیره مقاوم خارگ همراه شد؛ شبی كه صدای شروه، همزمان با یاد یكی از ماندگارترین شروهخوانان جنوب، در خارگ طنین انداخت و بخشی از حافظه موسیقایی، ادبی و فرهنگی جنوب را زنده نگه داشت.